Thursday, December 25, 2008

اکبر افتخاری دیروز بهترین بازیکن آسیا و امروز راننده تاکسی شهر

گوش چپ كلاسيك غوطه ور در ترافيك




اكبر افتخاري از روزي كه به خاطر بازي در تيم‌هاي تهراني پاي به اين شهر گذاشت همواره ساكن محله‌هاي اطراف ورزشگاه پير شهر امجديه بوده است . از آخرين باري كه به طور رسمي به عنوان بازيكن وارد زمين شد، چيزي حدود ۳۴ سال مي گذرد. اما هنوز بيشتر مسافراني كه سوار تاكسي «اكبر افتخاري» مي‌شوند،گوش چپ كلاسيك سابق تيم‌هاي ملي، دارايي، تاج، عقاب واين آخرها پرسپوليس را هنوز به خاطر دارند. هنوز خيلي‌ها به ياد دارند روزي را كه او به عنوان اولين بازيكن ايراني در تيم منتخب آسيا در سال ۱۹۶۸ ميلادي در برابر آرسنال بازي كرد و همان موقع توپچي‌هاي سرخ‌پوش شهر لندن خواهان بازي او در تيمشان شدند. با گذشت سال‌ها از آن روزها ، اكنون اكبر افتخاري براي چرخاندن چرخ زندگي با يك تاكسي پيكان در خيابان‌هاي پايتخت به مسافر كشي مي پردازد. افتخاري بازي‌هاي ابتدايي خود را در برابر تيم‌هاي خارجي متشكل از ملوانان كشتي‌هاي باري در زمين‌هاي شوره‌زار انجام داد. او امروز يكي از جوانان قديم است كه در اولين قهرماني تيم ملي فوتبال ايران حضور داشته و در روزهايي كه همه چيز رنگ و بوي توپ و چمن را گرفته با او به عنوان جوان قديم به گفت و گو نشسته‌ايم:

 

فوتبال را به طور رسمي از چه سني شروع كرديد؟

از ۷ سالگي دنبال توپ مي دويدم. يادم است آن موقع توپ نبود. من ، مرحوم محراب شاهرخي و ناظم گنجاپوراز همان روزهاي كودكي هميشه با هم بوديم. آن موقع‌ها توپ پلاستيكي بود ولي چون ما پول نداشتيم با كاغذ يا پارچه كهنه يك چيزي شبيه به توپ درست مي‌كرديم و با پاي برهنه در زمين هاي شوره زار بندر شاهپور دنبال آن مي دويديم. يادم است هر روز بعد از مدرسه يك ساعتي را با محراب و ناظم قرار مي گذاشتيم و مي‌رفتيم فوتبال تا ساعت 8 يا 9 شب بازي مي‌كرديم. شب كه به مغازه پدرم مي‌رفتم او با يك تركه خيزران منتظرم بود. هنوز ضربه‌هاي محكم خيزران يادم است به او جرأت نمي‌كردم بگويم كه با بچه‌ها فوتبال بازي مي‌كرديم.

 

با اين صحبت پدرتان خيلي مخالف بازي شما بود؟

بله مخالف بود. تا موقعي كه درسم در دوره ابتدايي تمام شد و به اهواز رفتم. آن موقع ۱۳ يا ۱۴ سالم بود. يادم است در اكثر مراسم‌ها و اعيادي كه در شهر اهواز جشن گرفته مي‌شد، در همين ورزشگاه تختي امروز، آن روزها زمين ماسه‌اي بود، حركات نمايش با توپ انجام مي‌دادم. همين باعث شد كه ديگر پدرم با فوتبال من موافقت كند. آن موقع توسط مرحوم «امير نعمت‌پور» به تيم كلوپ شناي اهواز رفتم. آنجا من با «محراب» و «ناظم گنجانپور» همبازي بودم. با همديگر به تيم «كلني خوزستان» دعوت شديم. حضور در اين تيم سخت‌تر از تيم ملي ايران بود. حضور بازيكنان تراز اول شهرهايي چون اهواز، آبادان، مسجدسليمان و خرمشهر راه يافتن به اين تيم واقعاً سخت بود. در بين بازيكناني معروف و نامي آن روزها چون «حميد شيرزاد

گان»، مرحوم« منوچهر ساليا»، «حميد برمكي»، برادران اديب، مرحوم «پرويز دهداري» انتخاب ما ۳ تا جوان باعث ذوق و شعف فراوان شده بود.

 

چطور براي بازي به تهران آمديد؟

با تيم كلني خوزستان به تهران آمديم. در اين مسابقات بعد از تيم تهران، دوم شديم. با اينكه ۲۰ سال بيشتر نداشتم از سوي چند تيم تهراني به من پيشنهاد بازي داده شد. در روزنامه‌ها خواندم كه استاد «حسين فكري» من را به تيم ملي دعوت كرده است. چند نفر از بازيكنان مطرح آن روزها، خوزستان در دارايي بازي مي‌كردند. به همين دليل من به پيشنهاد آقاي «علي اكبر محب» رئيس تيم دارايي جواب مثبت دادم و از سال ۴۱تا ۴۷ در تيم دارايي بازي كردم.

 

 



چه سالي شما ازدواج كرديد؟

سال ۴۷ بعد از قهرماني مسابقات جام ملت‌هاي آسياازدواج كردم و حاصل آن يك دختر و يك پسر است .

 

يادتان است از دارايي چقدر گرفتيد؟

چون در گمرك اهواز بودم حكم انتقالي ام را به تهران دادن و اينجا و حقوق بگير بودم. آن موقع ماهي ۲۰۰ تا ۲۵۰ تومان آقاي محب به من مي داد.

 

چطور آمديد تاج؟

 

بعد از جام ملت‌هاي ۶۸در سال ۱۳۴۷ آقاي محب تيم دارايي را منحل كرد. ما هم رفتيم پيش رئيس باشگاه كه چه كار كنيم. آيا ممكن است دسته جمعي يك جا برويم. آن زمان تيم تاج در اختيار تيمسار «خسرواني» بود كه يكي از تيم‌هاي خوب تهران بود. از اين رو هم رقابت فوتبال بين دارايي و شاهين بود.آن زمان در اين تيم بازيكناني چون همايون بهزادي، برومند، حميدشيرزادگان،پرويز دهداري بازي مي‌كردند.

در بحبوحه جام ملت هاي آسيا تيمسار خسرواني رئيس سازمان تربيت‌بدني شد. بنا بود كه رئيس سازمان به خاطر اختلافات باشگاه دارايي را منحل كند. خود علي اكبر محب قبل از اينكه سازمان تيم را منحل كند خودش اين كار را كرد. همه اعضاي تيم منفك شديم. من كار و حق‌ورديان، منصور پورحيدري، جلال طالبي، از دارايي رفتيم تاج و بقيه بازيكنان هم به باشگاه‌هاي ديگر رفتند.

 

تا چه سالي تاج بوديد؟

 تا سال ۵۰عضو اين تيم بودم. آن سال با مربي تيم رايكوف اختلاف پيدا كردمو مجبور شدم از اين تيم جدا شوم .

 

سر چي؟

آن سال قرار بود تاج در مسابقات جام باشگاه‌هاي آسيا بازي كند، يادم است قبل از اين مسابقات در بازي تاج و گارد بيني‌ام شكست اما زياد جدي نبود من حتي در اردو هاي تيم هم حضور داشتم اما مربي مرا خط زد وقتي دليلش را پرسيدم گفتند هنوز ترس اين آسيب ديدگي در تو مانده است و ما نمي‌توانيم از شما استفاده كنيم. من هم از اردو تيم خارج شدم و ديگر لباس تاج زا بر تن نكردم . آن روزها بخاطر جواني يك مقدار هم غد و يك دنده بودم و تحمل همچين حرف‌هايي را نداشتم. البته تا 2 ماه بعد از آنكه از تاج آمدم بيرون، يك آقايي بود به نام پرويز شيخان كه آژدان تيمسار خسرواني بود. بارها آمد در خانه دنبالم كه برگردم اما من قبول نكردم و به تيم عقاب رفتم .

 

تا يادم نرفته شما عضو تيم ملي سال ۱۹۶۸ هستيد كه براي اولين بار قهرمان آسيا شديد.

 بله آن بازي ها جزئ بهترين خاطرات دوران فوتبالم است بطوري كه جدا از قهرماني به عنوان بهترين بازيكن اين دوره از مسابقات انتخاب شدم و به عنوان اولين بازيكن ايراني به تيم منتخب آسيا دعوت شدم.يادم است بازي اول مربي تيم آقاي بياتي من را بيرون گذاشت و از اصغر شرفي بازي گرفت در آن بازي اصغر يك پنالتي را خراب كرد و چند بار توپ را لو داد با اينكه تمام تماشاگران در استاديوم امجديه من را تشويق مي كردن اما آن بازي تا آخر روي نيمكت نشستم و از بازي بعدي مربي از من استفاده كرد يادم است حتي بازي دوم من نمي خواستم بازي كنم .

 

تيم منتخب آسيا چطور شد؟

بعد از پايان بازي ها يك روز يكي از دوستانم كه مسئول يكي از خطوط بين الملي هوايي بود به خانه ام زنگ زد و گفت كه اكبر تو به عنوان بهترين بازيكن آسيا انتخاب شده اي و به تيم منتخب آسيا دعوت شدي الان هم بليت تو براي ما آمده بايد چند روز ديگر بروي مالزي ،يادم است در يك سكوت خبري رفتم آنجا و برگشتم نه در روزنامه اي نوشته شد و نه در راديو يا تلويزيون به آن اشاره شد؛ آنجاقرار بود با تيم آرسنال بازي كنيم. كه ما اين بازي را با نتيجه ۲بر ۴ باختيم كه يكي از گل‌ها را هم من ‌زدم. بعد از آن بازي مربيان آرسنال به من پيشنهاد پيوستن به اين تيم را دادن ولي آن موقع خسرواني رييس وقت سازمان تربيت بدني و تيم تاج با رفتن بازيكنان به تيم هاي خارجي موافقت نمي كرد و مي گفت هر چقدر آنها به شما پول بدهند ما هم همان قدر پول مي دهيم و من با گرفتن مبلغ 120 هزار تومان و ماهي ۳ هزار تومان به تيم تاج رفتم .

 

 شما جزئ بازيكناني هستيد كه در دو تيم مطرح آبي و قرمز بازي كرده ايد.

بعد بازي در تيم عقاب در سال آخر دوره فوتبالم به تيم پرسپوليس آمدم فكر مي كنم من اولين بازيكني هستم كه در اين ۲ تيم بازي كرده ام . البته در پرسپوليس ۸ يا ۹ بازي بيشتر در زمين نبودم .آخرين بازي رسمي من در برابر تيم كريستال پالاس بود ،كه توسط باشگاه پرسپوليس دعوت شده بود. در استاديوم آزادي بازي كردم. بعد از آن هم براي هميشه فوتبال راكنارگذاشتم.

 

چطور به سمت كار مسافربري روي آورديد؟

من بازنشست گمرك هستم. بعد از اينكه بازي‌ام تمام شد، يك كارخانه يخچال‌سازي به نام «دافمو» در ۳۵ متري اتحاد در جاده آبعلي راه انداختم. بعد از انقلاب چون از دادن پول كارگر ناتوان بوديم مجبور شدم سهم خود را به شريكم بفروشم. در ابتداي سال ۶۰ خواستم يك سردخانه ۱۰۰ تني د شهرستان رتويسركان راه اندازي كنم چون آنجا جزء شهرهاي محروم بود قرار شد كه از سوي دولت به من وام بدهند به علت دير كرد اقساط وام كارخانه را بانك مصادره كرد من هم تمام هست و نيست زندگي‌ام را براي راه اندازي اين سردخانه عظيم گذاشتم به همين خاطر تمام زندگي ام را در اين راه دادم و در سال ۶۲ ديگر هيچ چاره‌اي نداشتيم و با باقي مانده سرمايه‌ام يك پيكان تاكسي خريدم و هم اكنون بيش از ۲۰ سال است به مسافر كشي مي كنم .

حرف آخر

با اينكه سال‌هاست كه من از فوتبال خداحافظي كرده‌ام اما هنوز خيلي از افراد قديمي محل من را به ياد دارند و براي آنها قابل احترام هستم . با ايثنكه به خاطر كارم هر روز در سطح شهر مي‌چرخم اما محله بهار و بهار شيراز همواره براي من بهترين جا براي زندگي است . بارها از من پرسيده‌اند چرا به كار مسافر كشي مي پردازم من هميشه در جواب آنها مي گويم من به غير از اين كار با اين وضعيت كار ديگري را بلد نيستم .


چاپ شده در هفته نامه سروش - 30 تیر 1386- شماره 1318


Tuesday, December 23, 2008

- براي آموزش حفاظت فرودگاهها -- امريكا از سپاه درخواست كمك كرد

براي آموزش حفاظت فرودگاهها
امريكا از سپاه درخواست كمك كرد
جام جم آنلاين: سردار حق طلب جانشين فرمانده حفاظت و امنيت سپاه پاسداران گفت: نيروهاي آمريكايي مستقر در يكي از فرودگاههاي اروپا، درخواستي مبني بر آموزش نيروهايشان توسط پرسنل سپاه حفاظت فرودگاه‌ها را داشته‌اند.

به گزارش خبرگزاري فارس، سردار احمد حق طلب جانشين فرمانده حفاظت و امنيت سپاه پاسداران در نشست خبري امروز سه‌شنبه خود كه به مناسبت فرارسيدن سالروز فرمان امام (ره) مبني بر تشكيل سپاه حفاظت فرودگاهها برگزار شد، از درخواست‌ها و تقاضاي كشورهاي مختلف آسيايي، آفريقايي و اروپايي براي آموزش پرسنل آنها توسط پرسنل مجرب سپاه خبر داد و گفت: به علت تجارب و عملكرد بسيار خوب نيروهاي سپاه در بخش حفاظت از فرودگاه‌ها و استمرار امنيت پرواز هواپيماها، نيروهاي آمريكايي مستقر در يكي از فرودگاههاي اروپا، درخواستي مبني بر آموزش نيروهايشان توسط پرسنل سپاه حفاظت فرودگاهها را داشته‌اند كه ما به تقاضاي كشورهاي آسيايي و آفريقايي جواب مثبت داده‌ايم.


Monday, December 22, 2008

متن مرامنامه ی نهضت جنگل « بعد از ۹۳ سال هنوز دست نیافتنی می نماید.»

متن مرامنامه ی نهضت جنگل

ماده ی اول:
۱- حکومت عامه و قوای عالیه در دست نمایندگان ملت جمع خواهد شد.
۲- قوای مجریه در مقابل منتخبین مسئول بوده و تعیین آن ها از مختصات نمایندگان متناوب ملت می باشند.
۳- کلیه ی افراد ، بدون فرق نژاد و مذهب ، از حقوق مدنیه به طور تساوی بهره مند خواهند بود.
۴- آزادی تامه ی افراد انسان در استفاده ی کامل از قوای طبیعی خود.
۵- الغای کلیه ی شئون و امتیازات.
ماده ی دوم:
۶- مصونیت شخص و مسکن از هر نوع تعرض حریت اقامت و مسافرت.
۷- آزادی فکر ، عقیده ، اجتماعات ، مطبوعات ، کار ، کلام ، تحصیل.
۸- هر یک از افراد ملت که به سن شصت سالگی برسد از طرف حکومت حقوق تقاعد خواهد گرفت و در مقابل آن ، ترویج ادبیات و اصلاح اخلاق جماعت را عهده دار خواهد بود.
۹- تساوی مرد و زن در حقوق مدنی و اجتماعی.
ماده ی سوم-انتخابات:
۱۰- انتخابات باید عمومی و متناسب ، مساوی و مستقیم باشد.
۱۱- هر یک از افراد ۱۸ ساله حق انتخاب کردن و ۲۴ ساله ، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارند.
۱۲- منابع ثروت از قبیل خالصجات ، رودخانه ها ، مراتع ، جنگل ها ، دریاها ، معادن ، طرق و شوارع و کارخانجات جزء علاقه ی عمومی است.
۱۳- مالکیت اراضی با ملاحظه ی تامین معیشت عمومی تا حدی تصدیق می شود که حاصل آن عاید تولید کننده شود.
۱۴- ممنوع بودن انحصار و احتکار ارزاق و سرمایه.
۱۵- تبدیل مالیات های غیر مستقیم به مستقیم تدریجا.
ماده ی پنجم- معارف ، روحانیت و اوقاف:
۱۶- تعلیمات ابتدایی برای کلیه ی اطفال مجانی و اجباری است.
۱۷- تحصیلات متوسطه و عالیه برای اطفالی که استعداد داشته باشند مجانی و حتمی است.
تبصره : محصلین در انتخاب هر فنب از فنون آزادند.
۱۸- انفکاک روحانیت از امور سیاسی و معاشی.
۱۹- دیانت چون از عواطف قلبیه است باید مصون از تعرض باشد.
۲۰- ضبط و اداره ی کل اوقاف در دست عامه و تخصیص عواید آن ها ، به مصارف عمومی و امور خیریه و صحیه و تاسیس کتابخانه های عمومی برسد.
ماده ی ششم – قضاوت
۲۱-  قضاوت باید سریع ، ساده و مجانی باشد.
۲۲- تبدیل تنبیهات به اصول تکدیری.
۲۳- حبس مقصرین با اعمال شاقه باید به مدرسه و داراتربیه ی اخلاقی تبدیل شود.
ماده ی هفتم – دفاع:
۲۴- ورزش و مشق اجباری برای مدارس ابتدایی و متوسطه اجباری است.
۲۵- برای تحصیل فنون نظام ، مدارس عالیه تاسیس خواهد شد.
۲۶- در مقابل تهاجمات ضد اصول اجتماعی و تجاوزات کشور ، دفاع از وظایف عمومی و اجباری است.
ماده ی هشتم – کار:
۲۷- ممنوع بودن کار و مزدوری برای اطفالی که سنشان به ۱۴ نرسیده است.
۲۸- برانداختن اصول بیکاری و مفت خواری به وسیله ی ایجاد موسسات و تشکیلاتی که تولید کار و شغل می نمایند.
۲۹- ایجاد و تکثیر کارخانجات با رعایت حفظ الصحه ی کارگران.
۳۰- تحدید ساعات کار در شبانه روز منتها به هشت ساعت – استراحت عمومی و اجباری در هفته یک روز.
ماده ی نهم – حفظ الصحه:
۳۱- تاسیس دارالعجزه و مریضخانه های عمومی و مجانی.
۳۲- رعایت نظافت و حفظ الصحه در مجامع ، منازل ، مطبخ ها ، کارخانجات و غیره.
۳۳- انتشار قوانین صحی در بین عامه.
۳۴- جلوگیری از امراض مسریه و مسکرات – منع استعمال افیون و دیگر مواد مخدره.

د

نامه ی میرزا به لنین- متن مرامنامه ی نهضت جنگل « بعد از ۹۳ سال هنوز دست نیافتنی می نماید.»

نامه ی میرزا به لنین

این متن نامه ای است که میرزا برای لنین فرستاد
«… پیش از ورود ارتش سرخ به انزلی من و همکارانم در جنگل های گیلان به ضد مظالم انگلیس و دولت سرمایه داری ایران می جنگیدیم و تنها قدرت واقعی و ذیصلاح ما بودیم که توانستیم مافوق تصور به نام آزادی پرچم سرخ را برافرازیم به تمام جهان آزاد شدنمان را از قیود سرمایه داری اعلام کنیم. پروپاگاندهای اشتراکی در ایران عملا تاثیرات سوء می بخشد زیرا پروپاگاندچی ها از شناسایی تمایلات ملت ایران عاجزند. من به نمایندگان شما در موقعش گفتم که ملت ایران حاضر نیست برنامه و روش بلشویرم را قبول کند زیرا این کار عملی نیست و ملت را به طرف دشمن سوق می دهد. نمایندگان شما با من همعقیده شده و از سیاست من پیروی کردند(اشاره به مذاکرات و توافق های جلسه دوم خرداد ۱۲۹۹ در انزلی با رهبران حزب عدالت در حضور ارژنیکیدرزه- ش-ر) زیرا تشخیص دادند که فقط اتخاذ این سیاست است که می تواند ما را به وصول به مقاصدمان در شرق کامیاب سازد و با تعقیب همین سیاست است که تسلط انگلستان از شرق دور و نفوذ شاه محو می شود. من با دوستانم به شهر آمده حکومت سوویتی تشکیل دادیم و پرچم انقلاب سرخ را برافراشتیم». (فخرایی,همان,ص ۲۷۹) میرزا در همین نامه گله می کند که شیوه کار و برنامه ی حزب کمونیست ایران در میان مردم گیلان موجب تقویت ضد انقلاب شده و این عوامل در میان مردم نفوذ کرده اند. او در حالی که از دولت شوروی می خواهد از انقلاب در گیلان حمایت کند , با صراحت و قاطعیت دخالت دولت های خارجی در امور ایران در دخالت آنان در امر انقلاب را رد می کند و می نویسد:
«… مداخلات نامشروع در کارهای داخلی سبب شد که انقلابیون ایرانی از خود سلب مسوولیت کنند و صریحا اعلام دارند که کار کردن با این وضع به هیچ وجه امکان ندارد. ما معتقدیم که قدم اول را برای آزادی ایران برداشته ایم لیکن خطر از جانب دیگر به ما روی آورده است؛ یعنی اگر از مداخله خارجی در امور داخلی جلوگیری نشود معنیش این است که هیچوقت به مقصود نخواهیم رسید زیرا بجای مداخله یک دولت خارجی که تاکنون وجود داشت مداخله ی دولت خارجی دیگری شروع شده است. ما نمی توانیم افتخارات انقلابی خود را که طی ۱۴ سال کوشش و فداکاری بدست آورده ایم یکباره محو کنیم و به حقوق ملت ایران خیانت ورزیم…».(فخرایی,همان,ص ۲۸۲)
میرزا به نام حکومت انقلابی گیلان به دستور بازگشت کاژانف فرمانده ی ارتش سرخ در گیلان, که نسبت به انقلاب ایران علاقه نشان می داد اعتراض کرد و از لنین خواستار پاسخ مثبت درباره ی نکات ذیل شد:
۱- عملی ساختن قول نمایندگان روسیه سویتی که به ملت آزاد ایران داده اند. همچنین منع مداخلات آذربایجان سویتی در امور داخلی ایران بر طبق یادداشت رفیق چچرین؛
۲- شناختن اختیارات جمهوری ایران, چنانچه شوروی عملات فرقه اشتراکی را تایید می کند در آن صورت لازم می آید در برنامه کار, بر طبق شرایط سیاسی ایران و ممالک شرق تجدید نظر شود؛
۳- رد اموال و دارایی اتباع ایران که در آذربایجان سویتی مصادره شده؛
۴- احضار ابوکف و اعزام مجدد رفیق کاژانف زیرا وجود شخص اخیر از نظر تخصص نظامی کمال اهمیت را حائر است و عملیات درخشانش این ضرورت را بوجود آورده است.(فخرایی,همان,ص ۲۸۲)
میرزا در نامه ای دیگر از سرخوردگی عمیقش از رفتار اعضای حزب عدالت و نیروهای شوروی که در میان مردم گیلان ایجاد نارضایتی کرده اند سخن می گوید:
… اگر این اقدامات شما دوام پیدا کند ناچاریم به هر وسیله باشد به تمام احرار و سوسیالیست های دنیا حالی کنیم که وعده های شما همه اش پوچ و عاری از صحت و صداقتند. به نام سوسیالیسم اعمالی را مرتکب شده اید که لایق قشون مستبد نیکلا و قشون سرمایه داری انگلیس است.
با یک فرقه ی آزادی طلب و یک جمعیت انقلابی که مشقت های متوالی چندساله دیده و هنوز هم محصور دشمنان است آیا این نوع معامله می کنند؟ ما غیر از این مسئله ساده که گفتیم فعلا عملیات شما در یک گوشه ی ایران به جای منفعت, مضرت می بخشد و مقصود را عقب می اندارد و باید صبر کرد و تدریجا عقیده را رسوخ داد آیا عنوان دیگری کردیم؟(فخرایی,همان,ص ۹۱)
میرزا در همین نامه اضافه می کند:
من و رفقایم محال است آلت دست آنها بشویم. عاری از شرف می دانم کسی را که حقوق حاکمیت و استقلال مملکت را هدیه شغل و مقام کند… من استقلال ایران را خواهانم و بقای اعتبارات کشور را طالبم, آسایش ایرانی و همه ی ابنای بشر را بدون تفاوت دین و مذهب شایقم. من مبارزات لنین و تروتسکی و براوین و سایر زمامداران عاقل را که گفته اند هر ملتی باید مقدراتش را خود در دست بگیرد قبول داشته و در مقام اجرایش هستم . هرکس که در امور داخلیمان دخالت کند ما او را در حکم انگلیس و نیکلا و درباریان مرتجع ایران می شناسیم. من آلت دست قوی تر از شما نشده ام چه رسد به شماها. ما با شرافت زیست کرده ایم و با شرافت مراحل انقلابی را طی کرده ایم و با شرافت خواهیم مرد.(فخرایی, همان ,ص ۳۰)
منبع: نهضت جنگل, شاپور رواسانی,قرن پژوهش های فرهنگی

Friday, December 19, 2008

شعر عشق پیری به لهجه مشهدی و کمی هم از عماد خراسانی

شعر عشق پیری به لهجه مشهدی و کمی هم از عماد خراسانی

عماد خراسانی شاعر مشهدی با نام اصلی عمادالدین حسین برقعی در بهار سال 1300 در شهر مشهد به دنیا امد و گفته میشود تخلص عماد خراسانی را فریدون مشیری برای اوانتخاب کرده و قبل از اون با تخلص شاهین شعر مینوشته است.

شعر ( عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر/ به جز از امشب و فردا شب و شب های دگر ) و اواز ویگن با شعر ( ای دل بلا..ای دل بلا… ای دل بلایی ) از اشعار معروف اوست.عماد اشعار زیبایی هم با لهجه مشهدی سروده که معروفترین اونها پیری و معرکه گیریه که استاد شجریان هم اون رو اجرا کرده … وی عاقبت در صبح روز شنبه 28 بهمن 1382در تهران در سن 82 سالگی در گذشت …یادش گرامی

یَره گه کار مُو و تو دِره بالا می گیره ………………… …. دره ذِره ذره عِشقت تو دلم جا می گیره

روز اول به خودم گفتم ایَم مثل بَقی …………………. حالا کم کم می بینُم کار دِره بالا می گیره

چن شبه واز مودوزُم چشمامه تا صُبحِه به چُخت؛یا به یک سَم بی خودی مات مِمَنه ُرا می گیره

چن شبه واز مِث چل سال پیش از ای مُرغ دِلُم……… تو زمستون بَهَنه سبزه و صَحرا می گیره

تا سحر جُل مِزنُم خواب به سراغُم نِمیه ………………. هی دلم مِثل بچه بَهنه ی بیجا می گیره

مُوگومش هر چی که مَرگت چیه ؟ کوفتی نِمِگه……………. عوضش نِق مزنهُ ذکر خدایا می گیره

پیری و معرکه گیری که مِگن حال مویه………………. دره کم کم ای کتاب صفحه پینجاه می گیره

هرکی عاشق مِشه پنهون مُکُنه مثل او یه……………….. که سوار شترُ و پوشتِشه دولا می گیره

کُتا کِردَن دامَنار تا بیخ رون مشتی عماد……………… دیگه مجنون توی خواب دامَن لیلا می گیره

فایل صوتی با صدای استاد شجریان

شكايت افسر ارتش آمريكا از رامسفلد و چني

شكايت افسر ارتش آمريكا از رامسفلد و چني
به رغم اينكه آنها قبلا مي‌دانستند كه هواپيماي ربوده شده در مسيرش به سوي ساختمان پنتاگون در حال پرواز است ولي اجازه تخليه اين ساختمان را ندادند. آن‌ها هم‌چنين پيش از آن مي‌دانستند كه دو فروند هواپيما به ساختمان مركز تجارت جهاني در نيويورك برخورد كرده است.


يك افسر ارتش آمريكا از ديك چني، دونالد رامسفلد، ريچارد مي‌ير و مسوولان ديگر آمريكا به اتهام دست داشتن در حملات 11 سپتامبر شكايت كرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ابريل گالوب، افسر ارتش آمريكا در اقامه‌ي دعوي خود عليه دونالد رامسفلد، وزير دفاع سابق، ديك چني، معاون رييس جمهور، ريچارد مي‌ير، رييس سابق ستاد مشترك ارتش و ديگر مسوولان آمريكا اعلام كرده‌ كه اين افراد به علت امتناع عمدي‌شان از تخليه‌ي ساختمان پنتاگون با عاملان حملات 11 سپتامبر توطئه‌چيني كرده‌اند. به رغم اينكه آنها قبلا مي‌دانستند كه هواپيماي ربوده شده در مسيرش به سوي ساختمان پنتاگون در حال پرواز است ولي اجازه تخليه اين ساختمان را ندادند. آن‌ها هم‌چنين پيش از آن مي‌دانستند كه دو فروند هواپيما به ساختمان مركز تجارت جهاني در نيويورك برخورد كرده است.

به گزارش روزنامه الوطن - چاپ عربستان - گالوب گفته است: وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) هشدار برج‌هاي مراقبت را مبني بر اينكه يك فروند هواپيماي ربوده شده به سوي ساختمان وزارت دفاع در حال پرواز است، دريافت كرده بود. اداره هواپيما‌يي آمريكا به فرماندهي نيروي هوايي آمريكا ابلاغ كرده بود كه اين هواپيما به سوي ساختمان پنتاگون يا اهداف ديگر در واشنگتن پرواز خواهد كرد.

ساختمان پنتاگون در منطقه‌اي در ويرجينيا كه هم مرز با پايتخت آمريكا است، قرار دارد.

وكيل گالوب گفت: اقامه‌ي دعوي عليه چني، رامسفلد و مي‌ير به علت همدستي آنها با عاملان 11 سپتامبر و فراهم كردن شرايط براي انجام عمليات تروريستي 11 سپتامبر 2001 است.

تناسب ضرب المثلهای فارسی با نام آوران امروز

خاتمی: کاچی بهتر از هیچی است

کفاشیان: هر چه پیش آید٬ خوش آید

عسگر اولادی: نون بده٬ فرمون بده

علی دایی: اگه علی ساربونه میدونه شترو کجا بخوابونه

رضازاده: از کوزه! همان برون تراود که در اوست

احمدی نژاد: از این امامزاده معجزه ای در نمیاد/ صد تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره

خزعلی: جوانی کجایی که یادت بخیر

کروبی: صد تا دوست مثل این٬ نیازی به دشمن نداری

الهام: خدا گر ز حکمت نبندد! دری٬ ز رحمت گشاید در دیگری

الهام و رجبی: خدا نجار نیست٬ ولی در و تخته رو خوب به هم میندازه

مظاهری: داشتم داشتم حساب نیست٬ دارم دارم حسابه

سردار زارعی: وای به وقتی که بگندد نمک

رادان: دوغ و دوشاب در نظرش یکیست

ضرغامی: سر بشکند در کلاه٬ دست بشکند در آستین

خداداد عزیزی: آب از سرش گذشته

کردان: بار کج به منزل نمیرسه

گلشیفته فراهانی: کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه

قالی باف: یک ده آباد به از صد شهر خراب

اوباما: از این ستون تا اون ستون فرجه

قطبی: زبان سرخ٬ سر سبز داد بر باد

فردوسی پور:زبون داره چهل و چار گز

مایلی کهن: لب بالا نگه بر عرش میکرد٬ لب پایین زمین را فرش میکرد

بوش: در بیابان لنگه کفش نعمت خداست!

محصولی: دارندگی و برازندگی

گنجی: تنش میخاره

لاریجانی: شریک دزد و رفیق قافله

شهرام جزایری: فواره چون بلند شود٬ سرنگون شود

علی آبادی: کنگر خورده٬ لنگر انداخته

خودم: سرش به تنش زیادی میکنه!!

منبع : mahda1992.blogfa.com