Sunday, November 22, 2009

هشدار نسبت به تکرار مجدد ماجرای سعید امامی یک شاهد عینی از حضور سعید مرتضوی با لباس زندان در بند 209 خبر داده است

آذر 88

هشدار نسبت به تکرار مجدد ماجرای سعید امامی


نوروز: یک نام بر پیشانی فجایعی که طی یک دهه گذشته در ایران رخ داده است، به چشم میخورد. این نام البته از آن دو نفر است: معاون وزیر اطلاعات در دوره فلاحیان و دیگری دادستان تهران؛ سعید امامی و سعید مرتضوی!

شباهت این دو، تنها در نام آنها نیست، در جنایاتی که در حق ملت و کشور ایران مرتکب شده اند نیز هست.

برای شمارش فجایع این دو باید تاریخ دو دهه اخیر را به دقت خواند و مو به مو از جنایاتشان نام برد که در این فضا نمی گنجد و از حوصله این بحث خارج است، اما شاید تنها چند نمونه از فجایعی که این دو سعید آفریدند که ذهن ها به خوبی آنها را به خاطر دارد برای مثال کافی باشد، یکی بمبگذاری در حرم امام رضا (ع) در روز عاشورای حسینی در 30 خرداد 1373، سازماندهی ترورهای خارج از کشور در دوره وزارت فلاحیان در اطلاعات یا فاجعه قتل های زنجیره ای که این روزها مصادف است با سالگرد سلاخی وحشیانه مرحوم فروهرها و همینطور قتل زهرا کاظمی و فاجعه کهریزک نام این دو سعید را برای همیشه در ذهن ملت ایران حک کرده است.

گرچه اولین سعید نامی آشنا برای مردم نبود و تنها زمانی شهره خاص و عام شد که سر از زندان درآورد و کمی بعد خبر "سرکشیدن داروی نظافت" و مرگ او در بحبوحه پرونده قتل های زنجیره ای رازهای بسیاری را در خاک مدفون کرد تا بخش مهمی از تاریخ امنیتی - اطلاعاتی کشور و نام عاملان و آمران قتل های وحشیانه زنجیره ای همچنان در پرده بماند...؛ اما با سعید دوم برخلاف همنام او، همه از همان ابتدای مسئولیتش بخوبی آشنا شدند.

هرچه سعید امامی به واسطه شغلی که داشت، نامش در جنایاتی که خلق میکرد، مخفی می ماند، اما ولع قدرت و شهرت سبب شده بود تا با سعید مرتضوی - از همان سالها که همنام او در خفا به نام "حفظ امنیت ایران" علیه شهروندان و ایرانیان جنایت می کرد- همه آشنا شوند و نام او را به خاطر بسپارند.

این دو سعید اما شباهت دیگری نیز احتمالا خواهند داشت که بسیاری را نگران کرده است: عاقبت کار آنها!

***

با برگزاری انتخابات ایران و فجایعی که پس از آن به بار آمد، به خصوص افشای آنچه در بازداشتگاه مخوف کهریزک رخ داد، نام سعید مرتضوی دوباره برسر زبان ها افتاد.

گرچه در ده سال گذشته نام او در کنار عناوینی همچون "جلاد مطبوعات" و "قاتل زهرا کاظمی" در میان مردم همواره مطرح بود، اما اینبار عنوان "متهم اصلی پرونده کهریزک" را دوستان و همفکران سعید مرتضوی به او اعطا کردند و بازی آخر دادستان تهران از همینجا آغاز شد.

سعید مرتضوی که در تمام این سالها – حتی در سال 83 و پس از انتشار گزارش هیات منتخب رییس جمهور وقت مبنی بر دست داشتن او در قتل زهرا کاظمی- هرگز خود را ملزم به پاسخ و توضیح ندیده بود، با شدت گرفتن زمزمه نام خود تحت عنوان "متهم کهریزک" تلاش گسترده ای را آغاز کرد تا طبق روال این سالها از قانون فرار کند؛ اما اینبار نتوانست.

دادستان تهران که با 42 سال سن، هفت سال بر این مسند تکیه زده بود، در تاریخ هشتم شهریورماه 1388 رسما اختیارات خود را از دست داد و از مقام خود عزل شد. گرچه در ظاهر "معاونت دادستان کل کشور" صندلی جدید مرتضوی شد، اما این فقط ظاهر قضیه بود؛ بسیاری آن را خلع ید و راندن او از عرصه مدیریت قضایای پس از انتخابات تحلیل کردند. حقوقدانان نیز تصریج داشتند که براساس قانون، معاونت دادستان کل، در عمل از اختیارات و نقش دادستان تهران برخوردار نیست.

آخرین بار چه کسی سعید مرتضوی را دید؟!
پایان سعید مرتضوی اما بدینجا ختم نشده است. آخرین حضور رسمی دادستان معزول تهران در محافل رسمی به مراسم تودیع او بازمیگردد. یعنی در روز چهاردهم شهریورماه که شرح مبسوطی از خدمات خود در طول دوران خدمت ارائه داد و اعلام کرد که حاضر است تجربیاتش را در اختیار دادستان جدید قرار دهد.

پس از آن سعید مرتضوی تنها دو حضور"مجازی" داشته است! اولی، مصاحبه با یکی از سایت های نزدیک به دولت در تاریخ دوازدهم مهرماه است - علیرغم اینکه قرار بود مشروح این گفتگو بعدا منتشر شود اما تاکنون این اتفاق نیافتاده- و دومی به یکروز بعد از انتشار این مصاحبه برمیگردد که جوابیه بلندبالایی در واکنش به اظهارات اصولگرایانی که او را متهم به سرپیچی از دستو رهبری در تعطیلی کهریزک میکردند، در سایت بولتن منتشر ساخت.

از آن تاریخ تاکنون، یعنی از سیزدهم مهرماه تا امروز هیچ خبری از دادستان معزول تهران نیست! او در هیچ محفل رسمی حضور پیدا نکرده و هیچ خبر و اظهارنظر رسمی و غیررسمی از او منتشر نشده است.

اگر ده سال قبل اصرار سیدمحمدخاتمی، رییس جمهور وقت منجر به پیگیری ماجرای قتل های زنجیره ای و برملا شدن نام و نقش سعید امامی شد، امروز فشار رسانه ها و افکار عمومی از یکسو و کشته شدن فرزند یکی از اصولگرایان صاحب نام در زندان کهریزک از سوی دیگر، کودتاگران را ناگزیر از سوزاندن یکی (یا بیشتر) از مهره های خدوم! خود کرده است.

ده سال پیش، نام سعید امامی به عنوان متهم قتل های زنجیره ای، با انتشار خبر "سرکشیدن داروی نظافت" و خودکشی او رسانه ها را فراگرفت. تا پیش از آن افکار عمومی حتی از بازداشت فردی به نام سعید امامی هم مطلع نبود.

در روزهای اخیر غیبت مرتضوی و بیخبری از او نگرانی ها از همسانی سرنوشت او با همنام خود سعید امامی را در ذهن متبادر می کند.

این ترس در مورد سعید مرتضوی نیز قوت گرفته که مبادا در یکی از این روزها، در حالی که افکار عمومی پس از افشای خبر مرگ پزشک وظیفه کهریزک بار دیگر نسبت به این موضوع ملتهب شده و در انتظار معرفی و محاکمه متهمان جنایات کهریزک است، پس از مدتها بیخبری از معاون دادستان کل کشور، ناگهان خبر خودکشی او در رسانه ها منتشر شود!

پیش از این خبرهایی مبنی بر احضار مرتضوی و بازجویی از او منتشر شده بود، اما پرده نشینی این روزهای مرتضوی، باعث شده که گمانه زنی ها در مورد شباهت سرنوشت این مهره سوخته با سعید امامی شدت یابد.

به گزارش نوروز، این نگرانی ها با اظهارات یک شاهد عینی مبنی بر حضور مرتضوی با لباس زندان در اوین، قوت یافته است.

این شاهد عینی اطمینان دارد که مرتضوی را در بند 209 زندان اوین دیده است. برخی دیگر از آزادشدگان نیز میگویند که در بازجویی ها از بازجوی خود شنیده اند که مرتضوی نیز در بند209 است.

اگر اظهارات بازجویان که اصولا نباید به آنها استناد کرد را کنار بگذاریم، در صورت درست بودن اظهارات این شاهد عینی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است، جای این سئوال باقی است که چرا مسئولان امر قضا در صورتی که سعید مرتضوی را بازداشت و به زندان انداخته اند، این موضوع را از مردم پنهان نگاه داشته اند؟! اگر مرتضوی مجرم است و در بند، چرا نباید به مردم معرفی شود؟

اگر هم اظهارات این فرد براساس خطای دید او از زیر چشمبند بیان می شود، چرا پس از گذشت چند ماه هنوز مراجع رسمی حتی یکنفر را به عنوان متهم محرز این پرونده معرفی نمی کنند؟ و چرا بعد از چندماه و تعویق پنج باره، گزارش کمیته ویژه مجلس درخصوص جنایات کهریزک در صحن علنی قرائت نمیشود و به اطلاع مردم نمیرسد؟

آنچه این شاهد عینی بر آن اصرار دارد، چه درست باشد، چه نباشد، رافع وظیفه مسئولان قضایی در معرفی و محاکمه متهمان پرونده کهریزک نیست و با این روند افکار عمومی حق دارد نگران این موضوع باشد که پرونده جنایات کهریزک نیز به سرنوشت قتل های زنجیره ای دچار شود.

Tuesday, July 14, 2009

به سهم خودم از" احمدی نژاد" متشکرم...

به سهم خودم از" احمدی نژاد" متشکرم...

بابت متحد کردن همه ما!
باید باور کنیم گاهی عدو واقعا سبب خیر میشود.

یادم می آید قبل از انتخابات جمعمان پاره پاره بود. از هم بدمان می آمد. یکی می گفت باید رضا پهلوی برگردد. یکی می گفت چاره کار نهضت آزادی است. یکی می گفت حزب مشارکت بهترین گزینه است. دیگری می گفت همه تان خفه, مریم رجوی باید بیاید بشود رئیس جمهور. آن یکی داد می زد حزب فقط حزب کمونیست کارگری. آن یکی می گفت حکومت عدل علی اما به صورت واقعی اش(! ). آن یکی می گفت شهرام همایون و گروه ماهستم اش را عشق است. آن یکی عاشق هخا بود و برای رقص با او در میدان آزادی نوبت گرفته بود. هر کداممان در وبلاگ از کسی تعریف می کردیم نظرخواهیمان پر می شد از فحش آن دیگری...
مجید مجیدی حرفی در تعریف دولت می زد داد همه مان را در می آورد.
سید مهدی شجاعی داستانی مذهبی می نوشت کلی نفرینش می کردیم.
شطحیات احمد عزیزی حالمان را بد می کرد.
آن بازیگر یا روزنامه نگار یا مجسمه ساز یا نقاش یا... از دست شهردار یا هر ارگان دولتی جایزه می گرفت دلگیر می شدیم و او را نان به نرخ روز خور و قلم به مزد خطاب می کردیم.
درگیری های میان خودمان تمام این سی سال ادامه داشت و همه مان می دانستیم با پاره پاره بودنمان راه به جایی نمی بریم.
اما این انتخابات و تقلب و رفتاری که احمدی نژاد و یارانش در پیش گرفتند کاری کرد که همه مان با هم در اعتراض متحد شویم.
اگر مجید مجیدی نامه ای اعتراضی مینویسد همه مان قربان صدقه اش می رویم. کارگردان یا بازیگر یا هنرمند یا روزنامه نگار یا... مطلبی در اعتراض به تقلب می نویسد همه مان برایش هورا می کشیم. دستبند سبز احمد عزیزی روی تخت بیمارستان در حالت نیمه بیهوشی اشک شوق به چشمانمان می آورد.
قالیباف,شهرداری که در انتخابات قبلی به او رای نداده بودیم , وقتی می گوید تعداد شما 3 در راهپیمایی میلیون بود, برایش غش می کنیم.
لاریجانی که نه در کسوت ریاست صدا و سیما و نه در ریاست مجلس دوستش نداشتیم, تا میگوید باید به حمله به کوی دانشگاه رسیدگی شود با خوشحالی همه جا آن را تیتر میکنیم.
ابراهیم یزدی از لزوم تشکیل جبهه فراگیر می گوید, دلمان می خواهد بپریم و موهای سفیدش را ببوسیم.
محسن رضایی را که قبلا صرفا یک سپاهی می دیدیم, وقتی در مناظره با خونسردی پته احمدی نژاد را روی آب می ریزد بزرگترین جنتلمن تاریخ لقب می دهیم
وقتی می بینیم کروبی به جای اینکه فقط سنگ خودش را به سینه بزند مردانه در کنار موسوی باقی می ماند.تحسینش می کنیم.
اصلا خود موسوی و خاتمی را که بعضی ها آنها را ترسو خطاب می کردند, می بینیم در همه مراحل همراه با مردم هستند.به آنها و به رایمان می بالیم.

همه مان در تظاهرات شرکت می کنیم. همه نگران هم هستیم و وقتی گاز اشک آور می زنند به هم ماسک و آب تعارف می کنیم. در خانه و مغازه هایمان را به روی هم باز می گذاریم تا معترض ها نجات پیداکنند, بدون اینکه از عقیده و مسلک هم بپرسیم.
وقتی کسی زخمی, و یا کشته می شود همه با هم اشک می ریزیم.
همه یک صدا خواهان آزادی زندانیان سیاسی اخیر هستیم.
همه با هم می خواهیم احمدی نژاد برود... بعدا یه جوری با هم کنار می آییم.
چه کسی جز او می توانست اینطور ما را متحد کند؟


Friday, June 19, 2009

خيانت در امانت , دروغ گفتن و ترياكي بودن آيا خامنه اي لياقت رهبري را دارد? .

خيانت در امانت , دروغ گفتن و ترياكي بودن آيا خامنه اي لياقت رهبري را دارد? .
با توجه به اين اگر خبرگان اقدام به خلع اقاي خامنه اي نكند اين نظام اصلاح شدني نيست بهتر است تا كل رژيم را عوض شود

Monday, June 15, 2009

آرتشيان غيور به هوش باشيد اگر سپاه مزاحم مردم شد شما هم دخالت بكنيد

Q

Saturday, June 13, 2009

راي دکتر احمدي نژاد فاش شد! واقعی100% _________________

راي دکتر احمدي نژاد فاش شد! واقعی100%

__________________
**ادب مرد به ز دولت اوست**


اطلاعیه تظاهرات لوس انجلس فردا در مقابل فدرال بيلدينگ وست وود روز يكشنبه ساعت 5 بعد ازظهر لطفا پلاكارد و پرچم هم با خود بياوريد

اطلاعیه تظاهرات لوس انجلس فردا در مقابل فدرال بيلدينگ وست وود
روز يكشنبه ساعت11am
لطفا پلاكارد و پرچم هم با خود بياوريد.
Be there

Sunday, May 31, 2009

زیباکلام: نگاه احمدی‌نژاد به دنیا همان نگاه زنگ زده حزب توده است

زیباکلام: نگاه احمدی‌نژاد به دنیا همان نگاه زنگ زده حزب توده است


صادق زیباکلام گفت: «نگاه احمدی‌نژاد به دنیا همان نگاه زنگ‌زده حزب توده است که نه تنها معتقداست بین ما و جهان غرب تضاد وجود دارد بلکه از مارکسیست‌های 20 و 40 هم جلوتر رفته و معتقد است اساساً یک نبرد تاریخی بین ما و نظام سلطه برقرار است». 

وی که به عنوان حامی موسوی در جمع جوانان عضو ستاد ملی حامیان خاتمی (ستاد 88) سخن می‌گفت با اعلام این مطلب افزود: «سبک و سیاق مدیریتی احمدی‌نژاد یک تحول منفی بوده است چرا که در دولتهای گذشته چیزی به نام هیأت دولت وجود داشت که درباره هر لایحه‌ای ساعت‌ها بحث می‌کردند و سپس تصمیم می‌گرفتند اما در این دوره سبک و سیاق مدیریتی احمدی نژاد یاد‌آور رضا‌شاه و محمدرضا پهلوی است چرا که در آن دولت‌ها هم چیزی به نام شور و مشورت وجود نداشت و اعلی‌حضرت می‌گفتند و مسئولین اجرا می‌کردند». 

وی با یاد آوری دوران بعد از کودتای 28 مرداد گفت: «از این تاریخ به بعد که شاه منظماً به سمت دیکتاتوری می‌رود مشاهده می‌کنیم که در مسائل بدیهی هم مجلس هیچکدام از وزرا را استیضاح نمی‌کند، زیرا وزرا، وزرای اعلی‌حضرت بوده و اگر مورد استیضاح مجلس قرار می‌گرفتند در حقیقت به اعلا حضرت اهانت شده بود که در این دولت نیز ما شاهد چنین وضعیتی هستیم». 

زیبا کلام در ادامه صحبتهایش در ستاد 88 منطقه 4 گفت: «فکر نمی‌کنم نیازی باشد بیان کنم که به لحاظ مدیریتی چه بر سر ایران آمده و دولت با 200-300 میلیارد دلار چه کرده است و برای مدیرا ن چقدر شان و منزلت قائل است؟ حتی در عرصه بین‌الملل هم نیاز به تخصص نیست تا بفهمیم چه بر سر ایران آمده است». 

وی افزود: «اگر گفته شود چرا با وجود همه این ضعف‌ها اینچنین از احمدی نژاد حمایت می‌شود باید بگویم که به عقیده من جدا از مسائل سیاسی و اقتصادی نگاه ایدئولوژیک محمود احمدی نژاد به کائنات و جهان هستی است که باعث این حمایت‌های کورکورانه شده است». 

این استاد دانشگاه تهران در تشریح این نگاه ایدئولوژیک گفت: «بعد از شهریور 1320 باوری در ایران شکل گرفت که جهان به دو گروه و اردوگاه تقسیم شده است، یک گروه سرمایه‌دارکه در رأس آن آمریکا قرار داشت و دوم کشورهای پیرامونی و در حال توسعه که این تفکر تعداد زیادی از ایرانیان را متأثر کرد که مارکسیست‌ها از این تفکر ملهم بودند. این دیدگاه دو دهه است که منسوخ شده اما در ایران همچنان باقی است و متاسفانه تفکرات قدیم هنوز در ایران وجود دارد که احمدی‌نژاد این تفکر را احیا کرد و نگاهش نگاه زنگ‌زده حزب توده است که نه تنها معتقداست بین ما و جهان غرب تضادی وجود دارد بلکه از مارکسیست‌های 20 و 40 هم جلوتر رفته و معتقد است اساساً یک نبرد تاریخی بین ما و نظام سلطه وجود داشته و ما و شما هم پرچم‌داران آن هستیم و این تأسف‌بار است. نگاه احمدی نژاد به انرژی هسته‌ای، به آمریکا و به هلوکاست بر اساس این فرایند است».